دختر شاه تشنگان سلام بر سرای تو * بوی حسین می دهد مرقد باصفای تورقیه سه ساله ای قرین و حزن و ناله ای * شهیده خرابه ای تمامِ جان فدای توزخواب خود بگو مرا چه خواب دیدی و که را * که بابت آمد از سفر طبیب دردهای تو؟چو جانگداز ناله ات برون شد از خرابه ات * به سر دویدنی به پا حسین با وفای توبگو ببینم ای گُلَم که بابت آمد از سفر؟ * از آن زبان پُر شکر شنید قصّه های توچه راز دل بگفتی و ز رنجهای این سفر * ز غربت و اسیری و تمام غُصّه های توبضرب تازیانه ای تو از شتر فتاده ای * تمام کوه و دشت و برّ شنیده ناله های توز خاطرات عشق گو که عمّه از برای تو * ز مهر و عشق بابِ تو کشید خار پای توعزیز دل بگو مرا که روی نیلیت چه شد * تن کبود و زخم دل بمیرم از برای توتو دخت نازدانه حسینی و چو لاله ای * چو غنچه نا شکفته ای فدای آن صفای توسَرِ حسینِ چون قمر گرفتیش تو در بغل * رسید موسم وصال و جنّت الّقای توزدی چو بوسه بر لبش لبان تشنه سیر شد * زبعد چوب خیزران رسید آن شفای توچو در بغل گرفتیش زهوش رفتی آن زمان * چو بلبلی زوصل گُل خموش شد صدای توچنانکه جان عاریت به صاحبش سپردی و * فلک به گریه آمد و خلیل در عزای تورق
برچسب:
نویسنده: کاوه فراهانی
تاريخ: سه
شنبه
18 آبان
1395 ساعت: 4:50